سلام اميى وارم ازوبلاگ راضي باشي
که آقای پدر اومد یه ده هزاری گذاش جلوم بعد همچی خوابوند پس کلم
یکی از ایشون خوردم دوتا از آفیس 2013
برگشتم میگم چته عزیزم چی میخواییی؟:((
میگه پاشو برو یه کیلو شیرینی بخر شب مهمون داریم.
میگم خو چرا میزنی؟
میگه واسه این که تو راه ناخنک نزنی.
اصن استنباط و استراژیش تو چشم...
آخ گردنم :(((
برچسب:
نویسنده: مجتبی صفی خانی